هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه 4 تیر 1396
خانه » همایون شجریان » متن آهنگ چرا رفتی همایون شجریان
متن آهنگ چرا رفتی همایون شجریان

متن آهنگ چرا رفتی همایون شجریان

متن آهنگ چرا رفتی همایون شجریان

متن آهنگ چرا رفتی همایون شجریان

♫♫♫

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هردو عالم بی خبر کن
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم…

ترانه سرا : سیمین بهبهانی

    Edit by : texahang

باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 22 نظر ثبت شده است.

  1. شعر اشتباه است ندیدی ماهتاب امشب چه زیباست نه نگفتی

  2. با سلام خدمت همگی
    عرض کنم استادی خانم سیمین بهبهانی بر همگان مسلم است و اشعار فراوان ایشان که زمزمه ی مردم کوچه و بازار شده خودش گواه است.
    و نیز صدای زیبای آقای همایون شجریان.
    ولی کار خانم باران کوثری جای تأمل دارد …. !!! ؟؟؟؟؟
    سر تکان دادنِ یک عده با گوشی چه هنری است ….

    با سپاس

  3. بی نظیره این ترانه ،شعر ،صدا،آهنگ،و کلیپ بسیار بدیع و نو از بانو باران کوثری ،شجر که پاک بود میوه اش همایون است،باید از استاد شجریان چنین دست پروده ایی انتظار داشت ،درود بر همایون خان شجریان

  4. یه سوال : چرا رفتی چرا؟ من بیقرارم یا چرا رفتی؟ چرا؟ ….

  5. بسیار عالی 🙂

  6. سلام و لایییییییک

  7. روحشون شاد بسیار زیبا من رو یاد کسی میندازه که خیلی دوستش داشتم
    از همین جا بهش میگم هنوزم دوستش دارم حتی اگه دیگه کنارم نباشه

  8. در دلی از امین به تمام اهل فکر
    متأسفم که هرجا صحبت از فرهنگ و تمدن میشه، اسم یک سری آشغال از اروپا و آمریکا به میون میاد. یک سری آدم که کارشون زیر پا گذاشتن فطرت و انسانیته. کارشون برهنه کردن خودشون و ظهور عناصر نرینگی و مادینگیه. آغوش همسر و آغوش بیگانه براشون فرقی نداره. علی رغم تعهدی که به همسر دارن(!؟!) اسم خیانت رو «آزادی و حق طبیعی» می‌گذران. این ها شدن برای ما الگو…
    کسی که مثل میمون فقط ادای اروپایی ها رو در میاره، بدون اینکه بدونه فلسفه ی این عریانی‌ها چیه؟ اسمش رو باید گذاشت روشن فکر. شهروند به روز شده….!!!

    «تفکر» و «ایدئولوژی»، مسروقه ی مستتر نسل‌های اخیره. آنچنان از لباس فکر برهنه شدند که خودشون باورشون شده که امثال ما، بد لباسیم و کهنه پوش.
    چند روز پیش یک نفر با من صحبت می‌کرد که: «فلانی آدم فیمسیه». گفتم «فیمس»؟؟؟؟؟؟؟؟ منظورت مشهوره؟ باز هم از رو نرفت و گفت: «آره آدم فیمسیه»
    ما از این ها انتظار داریم که شاعر زن بشناسن؟!!؟ زهی خیال باطل.
    ما از این ها انتظار داریم که بدونن فکر و تفکر یعنی چیه؟!!!! زهی خیال باطل
    فقط خدا باید رحم کنه…

  9. از امین به تمام اهل فکر
    متأسفم که هرجا صحبت از فرهنگ و تمدن میشه، اسم یک سری آشغال از ارو

  10. سلام سحر خانم شاعر این شعر سیمین بهبهانی هستش.
    شما سحر ش…ب…زاده نیستی؟

  11. شاعر این شعر چه کسیه؟

  12. تو کلاسم به شاگردام اگر بگم یه شاعر زن .. فقط یه شاعر زن نام ببرید .. همه مثل منگول ها بهم نگاه می کنن .. اما اگر بگم یه خواننده ی خارجی رو اسم ببرید .. بیش از صد نفر رو می شناسن ..
    ما داریم به کجا می ریم؟ آینده رو داریم به دست کیا می سپریم؟
    آیا شاعره ای مثل سیمین دیگه هرگز ظهور نخواهد کرد؟

  13. امشب که این متن رو تایپ می کنم .. سیمین بهبهانی ؛ مادر ملت .. از دنیا رفتن و قراره در 170 سانت این خاک خوب دفن بشن ..
    روحشون شاد .. احساس می کنم دوباره یتیم شدم

  14. متن کامل شعر:
    چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم
    به سر، سودای آغوش تو دارم

    نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟
    ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟

    نه هنگام گل و فصل بهارست؟
    نه عاشق در بهاران بی قرارست؟

    نگفتم با لبان بسته ی خویش
    به تو راز درون خسته ی خویش؟

    خروش از چشم من نشنید گوشت؟
    نیاورد از خروشم در خروشت؟

    اگر جانت ز جانم آگهی داشت
    چرا بی تابیم را سهل انگاشت؟

    کنار خانه ی ما کوهسارست
    ز دیدار رقیبان برکنارست

    چو شمع مهر خاموشی گزیند
    شب اندر وی به آرامی نشیند

    ز ماه و پرتو سیمینه ی او
    حریری اوفتد بر سینه ی او

    نسیمش مستی انگیزست و خوشبوست
    پر از عطر شقایق های خودروست

    بیا با هم شبی آنجا سرآریم
    دمار از جان دوری ها برآریم

    خیالت گرچه عمری یار من بود
    امیدت گرچه در پندار من بود

    بیا امشب شرابی دیگرم ده
    ز مینای حقیقت ساغرم ده

    دل دیوانه را دیوانه تر کن
    مرا از هر دو عالم بی خبر کن

    بیا! دنیا دو روزی بیشتر نیست
    پی ِ فرداش فردای دگر نیست

    بیا… اما نه، خوبان خود پرستند
    به بندِ مهر، کمتر پای بستند

    اگر یک دم شرابی می چشانند
    خمارآلوده عمری می نشانند

    درین شهر آزمودم من بسی را
    ندیدم باوفا زآنان کسی را

    تو هم هر چند مهر بی غروبی
    به بی مهری گواهت این که خوبی

    گذشتم من ز سودای وصالت
    مرا تنها رها کن با خیالت

  15. شاید بیش ازدهها بار به ان گوش داده ام ولی هر بار انگار تازه شنیده ام درود بر شما تولد شان مبارک

  16. عالی و فوق العاده بود.

  17. خیلی ممنون ازسایت خوبتون.

  18. قلم و دست و صدای خوب چه ها که با آدمی نمیکنه …
    شکر خدای را که در این مصیبت ما از آن بی بهره نیستیم

  19. فوق العاده بود، واقعا ترانه سرای خوبی هستن… <3


تمامی حقوق برای وبسایت تکساهنگ (مرجع متن آهنگ) محفوظ و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
برای ورود به کانال تلگرام تکساهنگ کلیک کنید